حاج ملا هادي السبزواري

61

شرح مثنوى

( ( 513 ) ) هر جمادى را كند فضلش خبير * عاقلان را كرده قهرا و ضرير ن 26 1 - ك 13 10 ضرير : ذاهب البصر . ( ( 514 ) ) جان و دل را طاقت آن جوش نيست * با كه گويم در جهان يك گوش نيست ن 26 2 - ك 13 11 يك گوش نيست : يعنى گوشِ حقيقىِ شنواى اسرار ، چنان كه گفته است : من گنگ خواب ديده و عالم تمام كر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدن اگر بگويى چگونه يك گوش نيست و حال آن كه اولياء خدا هستند ، مىگوييم اشارت است به كتمان اسرار ، چنان كه حديث است كه لَو عَلِمَ سَلمانُ ما فى قَلبِ اَبى ذَرَ لَكَفَّره [ 96 ] و قال على بن الحسين ( ع ) . يا رُبَّ جَوهَرِ عِلْمٍ لَو اَبُوحُ بِه لَقيلَ لى اَنتَ مِمَّن يَعبُدُ الوَثَنا و نيز فرمود : در جهان ، و اهل معنى در جهان نيستند : فانى ز خود و به دوست باقى اين طرفه كه نيستند و هستند ( ( 515 ) ) هر كجا گوشى بد از وى چشم گشت * هر كجا سنگى بد از وى يشم گشت ن 26 3 - ك 3 11 هر كجا گوشى بد : اگر بگويى عموم چگونه مىشود و حال آن كه هر گوشى چشم بينا نمىشود ، مىگوييم آن گوش نيست ، دوم آن كه اين بيت مثل استثنايى است از بين سابقش كه يك گوش حقيقى نيست و اگر هست از وى يا بحول و قوهء وى چشم بيناست . سوم آن كه « از وى » قيد مختص باشد يعنى گوش مضاف بوى . و اگر بر عموم باقى گذارده شود هم رواست هر گوشى بحسب ماده چشم بينا شود چه فيض الله تعالى انقطاع ندارد . بيت : از كمال قدرتش در عرصهء ملك قدم هر تف آتش خليلى هر كف خاك آدمى يشم : معدنى است . يشب معرّب آن است . ( ( 516 ) ) كيميا سازست چه بود كيميا * معجزه بخش است چه بود سيميا ن 26 4 - ك 13 12 چه بود كيميا : چه كيميا تقليب جمادى است به جمادى ديگر . و اين كيميا تقليب جمادى بود به ملكيت و ما فوق او . سيميا : نيز نجات . و آن علم خيالات است كه به آن تصرف در خيال مقيد كنند كه در آن مُثُل خياليه موجود شود كه در خارج نباشد . پس سيميا بىحقيقت است ، و معجزه بخشى حق عين حقيقت است . ( ( 521 ) ) همچو شه نادان و غافل بد وزير * پنجه مىزد با قديم ناگزير ن 26 10 - ك 13 16 [ 96 ] اختصاص شيخ مفيد ص 12 : علم سلمان علماً لو علمه ابو ذر كفر .